ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

569

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و اينان بر شام استيلا يافتند و آن شور دفاع فروكش كرد اين مماليك بحرى را بار ديگر هواى انتقام در سر افتاد . در سال 658 كه قطز از دمشق دور شد . اينان نيز مصمم شدند كه در راه كه مىروند كار او بسازند . چون به مصر رسيدند روزى قطز به هنگام شكار از لشكر دور افتاد انص پيش رفت و در حق يكى از دوستان خود شفاعت كرد و خم شد تا بر دست او بوسه زند . در حال دست او بگرفت . بيبرس شمشير كشيد و ضربتى بر او زد . قطز با دست و دهان بر زمين افتاد ، ديگران او را تيرباران كردند و كشتند و به لشكرگاه روى نهادند . نايب سلطنت فارس الدين اقطاى المستعرب ، اتابك على بن المعز آيبك بر در خيمه ايستاده بود . پرسيد : چه كسى عهده‌دار قتل او شد . گفتند : بيبرس . در حال با او بيعت كرد و سپاهيان كه در لشكرگاه بودند نيز با او بيعت كردند و او را الملك الظاهر لقب دادند . آنگاه ايدمر الحلبى را به قلعه فرستادند تا اين خبر برساند و در آنجا براى او بيعت گيرد . الملك الظاهر بيبرس در ماه ذو القعدهء همان سال ( سال 658 ) بر تخت فرمانروايى نشست و از مردم در هر طبقه كه بودند پيمان گرفت و سوگندشان داد و اين خبر به سراسر بلاد بداد . تاج الدين عبد الوهاب بن بنت الاعز را وزارت و منصب قضا داد و كوشيد تا كارهايش به شيوهء سرورش الملك الصالح نجم الدين ايوب باشد . آغاز كار بيبرس آن بود كه او از موالى علاء الدين ايدكين بندقدارى بود . چون الملك الصالح نجم الدين ايوب بر علاء الدين ايدكين بندقدارى خشم گرفت و او را به زندان كرد و اموال و غلامان او را گرفت بيبرس نيز به ملكيت او درآمد . الملك الصالح او را در زمرهء جامه‌داران خويش قرار داد و او همواره در ترقى بود تا در جنگها امور چارپايان بر عهدهء وى قرار گرفت . بعد از الملك الصالح نيز چنان شد كه گفتيم . پايان . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . عصيان سنجر الحلبى [ ( 1 ) ] در دمشق سپس عصيان اقوش البرلى در حلب بيعت با خليفه در مصر و كشته شدن او چون خبر كشته شدن قطز و فرمانروايى الملك الظاهر بيبرس در دمشق به علم الدين سنجر الحلبى رسيد ، عصيان آغاز كرد و خود را جانشين قطز خواند و در دمشق بر تخت نشست و خود را الملك المجاهد لقب داد و به نام خود خطبه خواند و سكه زد و الملك المنصور صاحب حماة به فرمان او گردن نهاد . لشكريان مغول به شام آمدند ، چون به حدود بيره رسيدند ، الملك السعيد المظفر علاء الدين على بن لؤلؤ صاحب موصل لشكرى به جنگ با ايشان روانه داشت ولى مغولان

--> [ ( 1 ) ] متن : الحلى .